السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

448

تفسير الميزان ( فارسي )

قطعا نمىتوان گفت : آيه شامل او نيز مىشود ، هم چنان كه كلمه ( قوم من ) در آيه : ( وَقالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً ، رسول گفت : اى پروردگار من ، قوم من اين قرآن را متروك گذاشتند ) ، « 1 » شامل حال تمامى افراد امت نمىشود ، بخاطر اينكه اولياء قرآن و رجالى كه ( لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّه ، نه تجارتى آنان را از ياد خدا به خود مشغول مىكند ، و نه خريد و فروش ) « 2 » در ميانه همين قوم و امت رسول هستند . پس همانطور كه گفتيم معناى كلمه امت بر حسب اختلاف موارد مختلف مىشود ، يك جا به معناى يك نفر مىآيد ، جاى ديگر به معناى عده معدودى ، و جايى ديگر به معناى همه كسانى كه به يك دين ايمان آورده‌اند ، مانند مورد : ( تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ، لَها ما كَسَبَتْ ، وَلَكُمْ ما كَسَبْتُمْ ، آنان امتى بودند كه گذشتند ، و به آنچه كردند رسيدند شما نيز بان سرنوشتى خواهيد رسيد كه خودتان براى خود معين كرده‌ايد ) « 3 » كه خطاب در آن متوجه به تمامى امت است ، يعنى كسانى كه به رسول اسلام ( ص ) ايمان آوردند ، و يا بگو به همه كسانى كه رسول اسلام ( ص ) بسوى آنان مبعوث شده است . بحث علمى وقتى به داستان ابراهيم ع مراجعه مىكنيم ، كه زن و فرزند خود را ( از موطن اصلى ) حركت مىدهد ، و به سرزمين مكه مىآورد ، و در آنجا اسكان مىدهد ، و نيز بماجرايى كه بعد از اين اسكان پيشامد مىكند ، تا آنجا كه مامور قربانى كردن اسماعيل مىشود ، و از جانب خداى تعالى عوضى ، بجاى اسماعيل قربانى مىگردد ، و سپس خانه كعبه را بنا مىكند . مىبينيم كه اين سرگذشت يك دوره كامل از سير عبوديت را در بر دارد ، حركتى كه از نفس بنده آغاز گشته ، به قرب خدا منتهى مىشود ، يا به عبارتى از سرزمينى دور آغاز گشته ، به حظيره قرب رب العالمين ختم مىگردد ، از زينتهاى دنيا و لذائذ آن آرزوهاى دروغينش ، از جاه ، و مال ، و زمان و اولاد ، چشم مىپوشد ، و چون ديوها ، در مسير وى با وساوس خود منجلابى مىسازند ، او آن چنان راه مىرود ، كه پايش بان منجلاب فرو نرود ، و چون ( آن دايه هاى از مادر مهربانتر با دلسوزيهاى مصنوعى خود ) مىخواهند خلوص و صفاى بندگى و علاقه بدان و توجه به سوى مقام پروردگار و دار كبريايى را در دل وى مكدر سازند ، آن چنان سريع گام برمىدارد ، كه شيطانها به گردش نمىرسند . پس در حقيقت سرگذشت آن جناب وقايعى به ظاهر متفرق است ، كه در واقع زنجيروار بهم ميپيوندد و يك داستانى تاريخى درست مىكند ، كه اين داستان از سير عبودى

--> 1 - سوره فرقان آيه 30 2 - سوره نور آيه 37 3 - سوره بقره آيه 134